الفيض الكاشاني

21

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )

محضر استادان اصفهان چون ملا محمد باقر داماد حسينى و شيخ بهاء الدين عاملى استفاده كرده بودند فيض هم با برادرش ملا عبد الغفور كه تقريبا 5 / 1 سال كوچكتر بود راهى اصفهان شده و از محضر ايشان همچنين ملا محمد تقى مجلسى والد محمد باقر « صاحب بحار الانوار » استفاده كامل برده‌اند و فيض اجازه مبسوطى در چندين ورق از ملا محمد تقى مجلسى و نيز از شيخ بهاء الدين عاملى اخذ و به كاشان مراجعت كرده تاريخ اين مراجعت بايد بين سالهاى 1025 تا 29 باشد زيرا مىدانيم كه شيخ بهائى در سال 1029 - 1030 ارتحال يافته امّا مقارن همين احوال است كه صدر المتألهين و آراء فقهى و فلسفى وى در اصفهان شهرت يافته و موجب تكفير وى شده و علماء اصفهان نفى بلد او را از شاه عباس

--> - عباس مسرور شد و چون خبر يافت كه ازبكان خراسان را رها كرده‌اند به مشهد مقدس آمد در 25 ذىالحجه سال 1007 امّا ديد حرم مقدس رضويه غارت شده و خالى از هر زينت شده سواى محجر طلاى ديگرى در مشهد مقدس نيست توليت را به قاضى سلطان تربتى كه از سادات حيدريه تربت بود سپرد و در 28 ذىحجه متوجه هرات شد امّا همه ايرانيان از كشته شدن عبد اللّه خان شادى كردند من‌جمله مولانا ضياء الدين محمد كاشى « مقصود ضياء الدين محمد بن نور الدين محمد پسردائى فيض » در واقعه فوت عبد اللّه خان كه در سال 1006 اتفاق افتاد بدين شرح سرود : للّه الحمد كه خان توران * مرد و شورش ز خراسان افتاد چرخ در تربيت زاده او * در غلط بود پشيمان افتاد ازبكان تيغ كشيدند بهم * ماورانهر ز سامان افتاد شعله آتش چنگيز نشست * سيل اين دجله ز جريان افتاد عاقبت مملكت چنگيزى * به كف خسرو ايران افتاد اهل ظلم از بشمارى دانى * كه كى اين شور به دوران افتاد بيت آينده ز هر مصراعش * رمز تاريخ نمايان افتاد شعله برخاست چو از آتش شه * علم خسرو توران افتاد 1006 1006 ص 322 - 324 مطلع الشمس مجلد دوم